معنی اندیشناک

معنی اندیشناک

4 بازدید
[ اَ ] (ص مرکب) اندیشه ناک. متفکر. (یادداشت مؤلف). فکرمند. فکرناک. (آنندراج). || هراسان. ترسان. (یادداشت مؤلف). بیمناک. ترسناک : ز هندو نباشید اندیشناک هزبر دمان را ز روبه چه باک. (گرشاسب نامه ص ۸۱). باکالیجار از این معنی نیک اندیشناک شد و دانست کی سخن او هزل نباشد. (فارسنامهٔ ابن البلخی ص ۱۱۹). خواند بجان ریزهٔ اندیشناک ابجد نه مکتب از این لوح خاک.نظامی. من خود اندیشناک پیوسته زین زبان شکسته و بسته.نظامی. رهی کو بود دور از اندیشه پاک به از راه نزدیک اندیشناک.نظامی. ز دوری در آن ره شد اندیشناک که دارد ره دور و درد و هلاک.نظامی. خاطری همراه من کنند که از دشمنی صعب اندیشناکم. (گلستان). پیرمردی جهاندیده در آن کاروان بود گفت ای یاران من از این مرد که بدرقهٔ شماست اندیشناکم. (گلستان). اگر از آنکس که فرماندهٔ تست اندیشناکی بر آن کس که فرمانبر تست لطف کن. (مجالس سعدی).

کلمات هم‌قافیه با «اندیشناک»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ناک» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید