معنی اندوهمندی
6 بازدید
[ اَ مَ ] (حامص مرکب) غمگینی. غمناکی : و همچنین سرد و خشک گشتن تن بسبب اندوهمندی نفس فزون از اندوهمندی نفس باشد بسبب سردی و خشکی مزاج تن. (ذخیرهٔ خوارزمشاهی). پنجم اندوهمندی و دل ناخوشی است هرگاه که مردم بی سببی ظاهر اندوهمند و ناخوش دل باشد... (ذخیرهٔ خوارزمشاهی).
کلمات همقافیه با «اندوهمندی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دی» برای سرودن شعر