معنی اندایش کردن
5 بازدید
[ اَ یِ کَ دَ ] (مص مرکب) اندودن: و بروغنها که هرگز چنان ندیده بود اندایش کرد. (تاریخ سیستان).
کلمات همقافیه با «اندایش کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر