معنی اندایش
5 بازدید
[ اَ یِ ] (اِمص) (از انداییدن و اندودن). کاهگل کردن و گلابه و گچ مالیدن. (برهان قاطع) (از هفت قلزم) (آنندراج). انداییدن. (ناظم الاطباء). کاهگل کردن. (شرفنامهٔ منیری) (فرهنگ سروری) (مؤید الفضلاء). اندودگی و گل مالی. (فرهنگ رشیدی). گل کاری. گل مالی. (فرهنگ فارسی معین). || آژند و گچ. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «اندایش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یش» برای سرودن شعر