معنی انداختنی
8 بازدید
[ اَ تَ ] (ص لیاقت) نابکار. آخال. آشغال. سقط. خراش. افکندنی. (یادداشت مؤلف). || کواکب منقضه. (از فهرست لغات و اصطلاحات التفهیم ص قلب).
کلمات همقافیه با «انداختنی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نی» برای سرودن شعر