معنی انحاء
14 بازدید
[ اَ ] (ع اِ) جِ نحو. (از منتهی الارب) (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء) (آنندراج). راهها و سویها. (از منتهی الارب). سویها. گوشه ها. (فرهنگ فارسی معین): از انحاء ممالک جهت شدت ازر وزارت... (ترجمهٔ محاسن اصفهانی ص ۴۲). || راهها. روشها. (فرهنگ فارسی معین). طریقه ها. طورها: بهیچ نحوی از انحاء. بنحوی از انحاء. (یادداشت مؤلف). - انحاء تعلیمیه؛ هشتمین از رؤس ثمانیه است و آن روشهای پسندیده در طرق تعلیم است. و آن از بالا بپایین تقسیم یعنی تکثیر است یعنی تقسیم از اعم به اخص مانند تقسیم جنس بانواع و نوع به اصناف و صنف باشخاص و عکس آن تحلیل است یعنی تکثیر از پایین ببالاست یا از اخص به اعم مانند تحلیل زید به انسان و حیوان و تحلیل انسان به حیوان و جسم. (از کشاف اصطلاحات الفنون چ جودت ص ۱۵ و حاشیهٔ ملاعبداللََّه چ سنگی). || مثلها. مانندها. (فرهنگ فارسی معین). || جِ نحی. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد (ناظم الاطباء). و رجوع به نحو و نحی شود.[ اِ ] (ع مص) پیش آمدن و متعرض شدن، یقال: انحی علیه ضرباً؛ ای اقبل. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). اقبال کردن. (مصادر زوزنی). || بجانب چپ خمیدن شتر در سیر. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || برگردانیدن، یقال: انحی عنه. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). برگردانیدن. (مصادر زوزنی) (از اقرب الموارد): انحی بصره عنه. (از اقرب الموارد). || بسلاح زدن کسی را، یقال: انحی له السلاح. (از منتهی الارب) ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «انحاء»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اء» برای سرودن شعر