معنی انجکک
7 بازدید
[ اَ جُ کَ ] (اِ) دانه ای باشد سیاه شبیه بدانهٔ امرود و مغز سفید دارد و آنرا بخورند. خاصیتش آن است که هرچند فراش خیال جاروب سنبل برجل خرسک ریش زند از پوست آن پاک نتوان کرد. (برهان قاطع). یکی از اقسام آجیل و دانه ای است سیاه شبیه بدانهٔ امرود و مغز سفیدی دارد و آنرا انچوچک و به تازی دانج ابروج گویند و در کهکیلویهٔ فارس عمل می آید. (ناظم الاطباء). دانه ای باشد شبیه بدانهٔ امرود و مغز سفید دارد خاصیتش آن است که هر که او را خورد خوابهای عجیب و غریب بیند. (هفت قلزم). بفارسی محلب و بهندی کهیلا خوانند. (مؤید الفضلاء). بشیرازی دانج ابروج را گویند. (از اختیارات بدیعی، نسخهٔ خطی کتابخانهٔ لغت نامه ذیل دانج ابروج). در تحفهٔ حکیم مؤمن انچکک است و چنین آمده: دانج ابروج [ را ] در اصفهان انچکک نامند، دانهٔ امرود جنگلی است. (تحفه ذیل دانج ابروج). در یکی از یادداشتهای مؤلف انجلک با لام است. انجل. (ناظم الاطباء). و رجوع به انچوچک و انجل شود. || خطمی. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «انجکک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «کک» برای سرودن شعر