معنی انجمکده
6 بازدید
[ اَ جُ کَ دَ / دِ ] (اِ مرکب) باغی که در آن گلها مانند ستاره می درخشند. (ناظم الاطباء): خاک ازتو [ خطاب به آفتاب ] بهشت طیلسان شد انجم کده از تو بوستان شد. درویش واله هروی (از بهار عجم).
کلمات همقافیه با «انجمکده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر