معنی انجمن ساختن
6 بازدید
[ اَ جُ مَ تَ ] (مص مرکب) گرد کردن و ترتیب دادن مجلس و مجمع. فراهم ساختن مجلس مشاوره : یکی انجمن ساخت با بخردان هشیوار و کارآزموده ردان.فردوسی. چون تهی شد سر سریر ز شاه انجمن ساختند شهر و سپاه.نظامی. انجمن ساخت نامداران را راستگویان و راستگاران را.نظامی.
کلمات همقافیه با «انجمن ساختن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر