معنی انجلاء
6 بازدید
[ اِ جِ ] (ع مص) روشن گردیدن کار و هویدا شدن. (از منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج). انکشاف. (از اقرب الموارد). || دور شدن: انجلی عنه؛ دورشد از آن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). دور شدن ابر و واشدن غم. (آنندراج). واشدن ابر و واشدن غم. (غیاث اللغات). واشدن غم و میغ و آنچه بدان ماند. (تاج المصادر بیهقی). || از خانه و وطن بیرون رفتن. (غیاث اللغات) (آنندراج). || بازشدن ماه و خورشید پس از خسوف و کسوف. انجلاء قمر، انجلاء شمس؛ پاک شدن ماه. پاک شدن خورشید. امحاص. انمحاص . (یادداشت مؤلف). || (اِ) روشنایی. (مؤید الفضلاء).
کلمات همقافیه با «انجلاء»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اء» برای سرودن شعر