معنی انثیین
11 بازدید
[ اُ ثَ یَ ] (ع اِ) بصیغهٔ تثنیه، هر دو خایه. (غیاث اللغات). هردو خصیه. (آنندراج). دو خصیه. حذنتان. دوخایه. تخمها که از اعضاء رئیسهٔ چهارگانهٔ قدماست. (یادداشت مؤلف): بوزنه بر چوب نشست از آن جانب که بریده بود انثیین او در شکاف چوب آویخته بود. (کلیله و دمنه چ مینوی ص ۶۲). || دو مؤنث. دو زن. دو دختر: {/Bیُوصِیکُمُ اَللََّهُ فِی أَوْلاََدِکُمْ لِلذَّکَرِ مِثْلُ حَظِّ اَلْأُنْثَیَیْنِ .۱-۸۴:۱۱/} (قرآن ۴/۱۱)؛ اندرز میکند خدای شما را در کار فرزندان شما پسر را چَنِد بهرهٔ دو دختر. (کشف الاسرار ج ۲ ص ۴۳۰). و رجوع به انثی و انثیان شود.
کلمات همقافیه با «انثیین»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ین» برای سرودن شعر