معنی انتصاص
4 بازدید
[ اِ تِ ] (ع مص) بر منصه نشستن عروس. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). یقال: «تنتص علی المنصة لتری من بین النساء». (اقرب الموارد). || ترنجیدن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). انقباض. (از اقرب الموارد). || بلند شدن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || برپای خاستن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). استواء و استقامت. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «انتصاص»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اص» برای سرودن شعر