معنی انتصاب نمودن
4 بازدید
[ اِ تِ نُ/نِ/نَ دَ ] (مص مرکب) قیام کردن. اقدام کردن : تا دل میل نکند زبان به ارتکاب جرایم انتصاب ننماید. (سندبادنامه ص ۳۲۵).
کلمات همقافیه با «انتصاب نمودن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر