معنی انتشال
4 بازدید
[ اِ تِ ] (ع مص) بدست از دیگ برآوردن گوشت را بی کفگیر. (منتهی الارب) (از ناظم الاطباء) (آنندراج). برکشیدن گوشت از دیگ و آنچه بدان ماند. (مصادر زوزنی). خارج کردن گوشت را از دیگ برای خود و گرفتن آنرا. || گوشت استخوان را بسر دندانها بازگرفتن. (از اقرب الموارد). || انتشال مرض؛ تخفیف اعراض آن و نزدیکی بهبود. (یادداشت بخط مؤلف).
کلمات همقافیه با «انتشال»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ال» برای سرودن شعر