معنی انتشاف
4 بازدید
[ اِ تِ ] (ع مص) نشافه (کفک شیر وقت دوشیدن) خوردن. (از منتهی الارب) (از ناظم الاطباء) (از آنندراج) (از اقرب الموارد). کفک شیر بیاشامیدن. (تاج المصادر بیهقی). کف شیر بیاشامیدن. (مصادر زوزنی). || گونه برگردیدن. (منتهی الارب) (آنندراج): اُنتشف لونه (مجهولاً)؛ برگردید گونهٔ آن. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). گونه بگشتن. (یادداشت مؤلف). || آب در خود چیدن. (یادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «انتشاف»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اف» برای سرودن شعر