معنی امیر تبریزی

معنی امیر تبریزی

5 بازدید
[ اَ رِ تَ ] (اِخ) خواجه امیربیک، فرزند امیرابراهیم بن زکریای کججی نطنزی تبریزی (مهردار). از رجال عهد شاه طهماسب صفوی است. اصل وی از مهرانرود تبریز از اعقاب غیاث الدین تبریزی است. در دبیری و ریاضیات و نجوم دست داشته و شعر می سروده است. در اوایل عمر دو سال در بغداد وزیر غازی خان تکلو مهردار بوده و مدتی هم با شرکت خواجه غیاث الدین علی شیرازی وزارت شاه طهماسب را داشته و در تاریخ ۹۵۷ هـ .ق . باتهام زندقه محبوس شده است و پس از آزادی و حبس مجدد در قلعهٔ الموت در سال ۹۸۳ درگذشته است. از اشعار اوست: هیچکس ننشست پیش من که گریان برنخاست در غمت نگریستم جایی که طوفان برنخاست. آب و زمین دهر بدست تو داده اند تخمی چنان بکار که بتْوانیش درود. (از الذریعة قسم ۱ از جزء ۹ ص ۹۹) (از دانشمندان آذربایجان ص ۵۱) (از تذکرهٔ صبح گلشن ص ۳۸) (از آتشکدهٔ آذر چ شهیدی ص ۲۸). و رجوع به تمام مآخذ مذکور و فرهنگ سخنوران شود.

کلمات هم‌قافیه با «امیر تبریزی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «زی» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید