معنی امیر بلگرامی

معنی امیر بلگرامی

6 بازدید
[ اَ رِ بَ گِ ] (اِخ) سیدحیدر، فرزند میرنورالحسین. بنا بنوشتهٔ صاحب تذکرهٔ صبح گلشن از فاضلان و دانشمندان بوده و در ۱۱۶۵ هـ . ق. در بلگرام تولد و در اورنگ آباد دکن تربیت یافته و در ۱۲۱۷ در اثنای سفر درگذشته است. از اشعار اوست: سروبالا نازنینی در نظر آمد امیر از خرام قامتش بر من قیامتها گذشت. پریشان میشود هرکس که در کوی تو می آید بزلف شوخ می نازم که بر روی تو می آید. این نگویم که مرا از قفس آزاد کنید در چمن موسم گل نام مرا یاد کنید. (از تذکرهٔ صبح گلشن ص ۳۹). و رجوع به همین کتاب و فرهنگ سخنوران شود.

کلمات هم‌قافیه با «امیر بلگرامی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «می» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید