معنی امیرآباد

معنی امیرآباد

5 بازدید
[ اَ ] (اِخ) از دهکده های فارس است که در سه فرسخی جنوب آباده واقع شده. (از فارسنامهٔ ناصری).
[ اَ ] (اِخ) دهی است از بخش نور شهرستان آمل با ۱۹۰ تن سکنه. محصول آن برنج، کنف و کمی نیشکر و غلات و آب آن از چاه و فاضل آب شَرَفتی است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۳).
[ اَ ] (اِخ) دهی است از بخش اردکان شهرستان یزد با ۳۳۵ تن سکنه. محصول آن غلات، میوه و آب آن از قنات است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۱۰).
[ اَ ] (اِخ) دهی است از بخش اسفراین شهرستان بجنورد با ۱۹۸ تن سکنه. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۹).
[ اَ ] (اِخ) دهی است از بخش اشنویهٔ شهرستان ارومیه. محصول آن غلات و توتون. آب آن از رودخانهٔ اشنویه است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۴).
[ اَ ] (اِخ) دهی است از بخش بافت شهرستان سیرجان با ۲۳۹۴ تن سکنه. محصول آن غلات و حبوب و آب آن از چشمه و رودخانه است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۸).
[ اَ ] (اِخ) دهی است از بخش بهشهر شهرستان ساری با ۶۷۰ تن سکنه. محصول آن برنج، غلات و پنبه و آب آن از رودخانهٔ نکا است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۳).
[ اَ ] (اِخ) دهی است از بخش تربت جام شهرستان مشهد با ۴۸۴ تن سکنه. محصول آن غلات و پنبه و آب آن از قنات است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۹).
[ اَ ] (اِخ) دهی است از بخش جغتای شهرستان سبزوار با ۲۰۰ تن سکنه. محصول آن غلات، کنجد، بنشن و زیره. آب آن از قنات است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۹).
[ اَ ] (اِخ) دهی است از بخش حسین آباد حومهٔ شهرستان سنندج با ۳۸۰ تن سکنه. محصول آن غلات و آب آن از چشمه است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۵).
[ اَ ] (اِخ) دهی است از بخش حومهٔ شهرستان تربت حیدریه با ۲۳۰ تن سکنه. محصول آن غلات و پنبه و آب آن از قنات است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۹).
[ اَ ] (اِخ) دهی است از بخش حومهٔ شهرستان قوچان با ۱۴۷ تن سکنه. محصول آن غلات و آب آن از قنات است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۹).
[ اَ ] (اِخ) دهی است از بخش شیروان شهرستان قوچان با ۲۵۸ تن سکنه. محصول آن غلات و انگور و آب آن از چشمه و قنات است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۹).
[ اَ ] (اِخ) دهی است از بخش حومهٔ شهرستان مشهد با ۲۹۶ تن سکنه. محصول آن غلات و بنشن و آب آن از قنات است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۹).
[ اَ ] (اِخ) دهی است از بخش حومهٔ شهرستان نیشابور با ۱۶۷ تن سکنه. محصول آن غلات و آب آن از قنات است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۹).
[ اَ ] (اِخ) دهی است از بخش خرقان شهرستان ساوه با ۳۷۹ تن سکنه. محصول آن غلات، سیب زمینی و بادام و آب آن از چشمه سار و قنات است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۱).
[ اَ ] (اِخ) دهی است از بخش زاغهٔ شهرستان خرم آباد با ۱۲۰ تن سکنه. محصول آن غلات، لبنیات و پشم و آب آن از سراب میان کوه است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۶).
[ اَ ] (اِخ) دهی است از بخش رزن شهرستان همدان با ۳۴۳ تن سکنه. محصول آن غلات و لبنیات و آب آن از رودخانهٔ گرمک است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۵).
[ اَ ] (اِخ) دهی است از بخش زرند شهرستان ساوه با ۸۸۹ تن سکنه. محصول آن پنبه، چغندرقند، انگور و میوه و آب آن از قنات است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۱).
[ اَ ] (اِخ) دهی است از بخش سلسلهٔ شهرستان خرم آباد با ۱۵۰ تن سکنه. محصول آن غلات، حبوب و لبنیات و آب آن از سراب پایی است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۶).
[ اَ ] (اِخ) دهی است از بخش سنجبد شهرستان هروآباد با ۱۵۷ تن سکنه. محصول آن غلات و حبوب و آب آن از چشمه است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۴).
[ اَ ] (اِخ) دهی است از بخش سیردان شهرستان زنجان با ۴۶۲ تن سکنه. محصول آن غلات، گردو و عسل و آب آن از چشمه سار است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۲).
[ اَ ] (اِخ) دهی است از بخش سیردان شهرستان زنجان با ۲۴۸ تن سکنه. محصول آن غلات دیمی و بنشن و آب آن از چشمه است. این ده را چمن وزیر نیز گویند. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۲).
[ اَ ] (اِخ) دهی است از بخش سیمینه رود شهرستان همدان با ۱۵۵ تن سکنه. محصول آن غلات، انگور و حبوب و آب آن از چشمه و رودخانهٔ قوری چای است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۵).
[ اَ ] (اِخ) دهی است از شهرستان تنکابن با ۳۰۰ تن سکنه. محصول آن برنج، مرکبات، چای و جالیزکاری و آب آن از رودخانهٔ چشمه کیله است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۳).
[ اَ ] (اِخ) دهی است از بخش ضیاءآباد شهرستان قزوین با ۲۳۶ تن سکنه. محصول آن غلات، ینجه و لبنیات و آب آن از چشمه سار و رود محلی است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۱).
[ اَ ] (اِخ) دهی است از بخش طبس شهرستان فردوس با ۱۸۷ تن سکنه. محصول آن غلات و پنبه و آب آن از قنات است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۹).
[ اَ ] (اِخ) دهی است از بخش فرمهین شهرستان اراک با ۷۰۷ تن سکنه. محصول آن غلات، بنشن و کمی میوه و آب آن از قنات است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۲).
[ اَ ] (اِخ) دهی است از بخش فریمان شهرستان مشهد با ۱۲۶ تن سکنه. محصول آن غلات، بنشن و چغندر و آب آن از قنات است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۹).
[ اَ ] (اِخ) دهی است از بخش قروهٔ شهرستان سنندج با ۱۹۰ تن سکنه. محصول آن غلات و لبنیات و آب آن از چشمه است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۵).
[ اَ ] (اِخ) دهی است از بخش کامیاران شهرستان سنندج با ۳۵۶ تن سکنه. محصول آن غلات و لبنیات و آب آن از چشمه است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۵).
[ اَ ] (اِخ) دهی است از بخش کبودرآهنگ شهرستان همدان با ۹۰۰ تن سکنه. محصول آن حبوب، انگور، غلات و صیفی و آب آن از قنات است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۵).
[ اَ ] (اِخ) دهی است از بخش کلات شهرستان دره گز با ۱۰۶ تن سکنه. محصول آن غلات و ذرت و آب آن از رودخانه است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۹).
[ اَ ] (اِخ) دهی است از بخش کلیبر شهرستان اهر با ۹۳۹ تن سکنه. محصول آن غلات و آب آن چشمه است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۴).
[ اَ ] (اِخ) دهی است از بخش گرمسار شهرستان دماوند با ۱۸۰ تن سکنه. محصول آن غلات و بنشن و آب آن از رودخانهٔ حبله رود است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۱).
[ اَ ] (اِخ) دهی است از بخش میاندوآب شهرستان مراغه با ۳۹۰ تن سکنه. محصول آن غلات، حبوب، چغندر و کشمش و آب آن از زرینه رود و سیمینه رود است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۴).
[ اَ ] (اِخ) دهی است از بخش میان کنگی شهرستان زابل با ۴۰۹ تن سکنه. محصول آن غلات، پنبه و صیفی و آب آن از رودخانهٔ هیرمند است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۸).
[ اَ ] (اِخ) دهی است از بخش مرکزی شهرستان مراغه با ۱۱۱ تن سکنه. محصول آن غلات، کشمش، بادام و زردآلو و آب آن از رودخانهٔ مردی است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۴).
[ اَ ] (اِخ) دهی است از بخش مرکزی شهرستان میانه با ۱۲۲ تن سکنه. محصول آن غلات، برنج و پنبه و آب آن از چشمه است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۴).
[ اَ ] (اِخ) دهی است از بخش مرکزی شهرستان سیرجان با ۱۰۰ تن سکنه. محصول آن غلات و حبوب و آب آن از قنات است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۸).
[ اَ ] (اِخ) دهی است از بخش مرکزی شهرستان اسلام آباد غرب با ۲۲۵ تن سکنه. محصول آن غلات، چغندرقند، نخود و لبنیات و آب آن از سراب خان و هفت چشمه است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۵).
[ اَ ] (اِخ) دهی است از بخش مرکزی شهرستان کرمانشاهان با ۲۰۰ تن سکنه. محصول آن غلات، حبوب دیمی و لبنیات و آب آن از چاه است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۵).
[ اَ ] (اِخ) دهی است از بخش مرکزی شهرستان آباده با ۲۲۰ تن سکنه. محصول آن غلات، انگور، بادام، پنبه و لبنیات و آب آن از قنات است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۷).
[ اَ ] (اِخ) دهی است از بخش مرکزی شهرستان لاهیجان با ۴۵۴ تن سکنه. محصول آن برنج، ابریشم، کنف و مختصر گندم و آب آن از نهر حشمت رود و استخر محلی است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۲).
[ اَ ] (اِخ) دهی است از بخش مسجدسلیمان شهرستان اهواز با ۵۶۰ تن سکنه. محصول آن غلات و آب آن از لولهٔ شرکت نفت است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۶).
[ اَ ] (اِخ) دهی است از بخش نور شهرستان آمل با ۱۴۰ تن سکنه. محصول آن برنج و کمی نیشکر و غلات و آب آن از چشمه است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۳).
[ اَ ] (اِخ) دهی است از بخش ورامین شهرستان تهران با ۱۰۵ تن سکنه. محصول آن غلات، صیفی و چغندرقند و آب آن از قنات است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۱).
[ اَ ] (اِخ) دهی است از بخش ورزقان شهرستان اهر با ۲۸۰ تن سکنه. محصول آن غلات و حبوب و آب آن از چشمه است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۴).
[ اَ ] (اِخ) دهی است از دهستان بالا از شهرستان نهاوند با ۱۲۰ تن سکنه. محصول آن غلات، حبوب و لبنیات و آب آن از قنات است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۵).
[ اَ ] (اِخ) دهی است از دهستان قلعه حاتم شهرستان بروجرد با ۱۷۲ تن سکنه. محصول آن غلات و آب آن از قنات و چاه است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۶).
[ اَ ] (اِخ) دهی است از دهستان قلعه حاتم شهرستان بروجرد با ۱۷۲ تن سکنه. محصول آن غلات و آب آن از قنات و چاه است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۶).
[ اَ ] (اِخ) قصبه ای است از بخش صیدآباد شهرستان دامغان با ۲۰۰۰ تن سکنه. آب آن از قنات و محصول آن غلات، پنبه، حبوب، پسته، انگور و میوه های دیگر است. در حدود سی باب دکان دارد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۳).
[ اَ ] (اِخ) نام پاسگاه مرزبانی و شعبهٔ شیلات در جزیرهٔ میان کاله است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۶).
[ اَ ] (اِخ) شهر کوچکی است در هندوستان در نزدیکی اگره. ۷۵۰۰ تن جمعیت دارد. (از قاموس الاعلام ترکی ج ۲ ص ۱۰۴۱).

کلمات هم‌قافیه با «امیرآباد»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «اد» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید