معنی امید افگندن
6 بازدید
[ اُ اَ گَ دَ ] (مص مرکب)... در چیزی و بر چیزی؛ چشم داشتن و بر آن چیز نگران بودن. (از ناظم الاطباء). امید بستن. امیدوار شدن : چو زیر گشتم و نومید گشتم از همه خلق امید خویش فگندم بدستگیر جهان. فرخی (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «امید افگندن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر