معنی امید اصفهانی
4 بازدید
[ اُ دِ اِ فَ ] (اِخ) میرزا محمدخان، پسر باقرخان خوراسکانی. حاکم اصفهان. از شاعران قرن سیزدهم هجری بود. پدرش در فتنهٔ زندیه کشته شد و برادر بزرگش در زمان پادشاهی آقا محمدخان قاجار بحکومت اصفهان رسید. امید پس از حکومت برادرش بافغانستان رفت و پس از بازگشت از آنجا در دربار فتحعلی شاه راه جست. از اشعار اوست: هرزه پروازی دل سخت ملولم دارد اندرین شهر بپرسید قفس سازی هست؟ شیوهٔ شمع رخ افروختن و سوختن است ما باین خوش که بفکر پر پروانهٔ ماست. آگه نیم که عمر گرامی چسان گذشت خوابم ربوده بود که این کاروان گذشت. (از مجمع الفصحا چ سنگی ج ۲ ص ۶۵). و رجوع به فرهنگ سخنوران شود.
کلمات همقافیه با «امید اصفهانی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نی» برای سرودن شعر