معنی امواج
6 بازدید
[ اَمْ ] (ع اِ) جِ موج. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). کوهه های آب. خیزابها. موجها: از میان تلاطم امواج محنت سر برآورد و گفت. (گلستان). || در علوم گوناگون بکار میرود و بحرکات موجی و ارتعاشات و تموجات و اضطربات اشیاء گوناگون اطلاق میشود مانند امواج الکتریکی، امواج رادیویی، امواج مغناطیسی و غیره. رجوع به موج شود.
کلمات همقافیه با «امواج»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اج» برای سرودن شعر