معنی امنیه
8 بازدید
[ اَ نی یَ / یِ ] (از ع، اِ) سرباز مأمور حفظ انتظامات و آرامش در طرق و شوارع و قری و قصبات. ژاندارم. (فرهنگ فارسی معین). - ادارهٔ امنیه؛ ادارهٔ ژاندارمری. (از فرهنگ فارسی معین). و رجوع به ژاندارم و ژاندارمری شود.[ اَ یَ ] (ع اِ) جِ منی (آب مرد). (از یادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «امنیه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یه» برای سرودن شعر