معنی اممعمر
6 بازدید
[ اُمْ مِ ؟ ] (ع اِ مرکب) شب. || دبر. (از المرصع).[ اُمْ مِ مَ مَ ] (اِخ) لُبنی، دختر حباب کلبی، معشوقهٔ قیس بن ذریح برادر رضاعی حسین بن علی (ع) بود. مؤلف ریحانة الادب نویسد: ظن قوی میرود اشعاری که گویندهٔ آنها معشوقهٔ خود را به کنیهٔ ام معمر مخاطب داشته از همین قیس بن ذریح باشد که دربارهٔ معشوقهٔ خود گفته و باشتباه آنها را به قیس بن ملوح (مجنون عامری) نسبت داده اند. و رجوع به ریحانة الادب ج ۶ ص ۲۴۲ و خیرات حسان ج ۳ ص ۴۹ شود.[ اُمْ مِ مَ مَ ] (اِخ) رجوع به ام مالک (عامریه) شود.
کلمات همقافیه با «اممعمر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مر» برای سرودن شعر