معنی اممعبد
5 بازدید
[ اُمْ مِ ؟ ] (ع اِ مرکب) ماهی. || قورباغه. (از المرصع).[ اُمْ مِ مَ / مُ بَ ] (اِخ) عاتکهٔ خزاعی، دختر خالد خزاعی. از زنان مشهور صحابی و از محدثان است، و گویند رسول اکرم در هنگام هجرت از مکه به مدینه در خانهٔ ام معبد نزول فرموده است. رجوع به الاصابة فی تمییز الصحابة ج ۸ ص ۲۸۱ و ریحانة الادب ج ۶ ص ۲۴۲ و خیرات حسان ج ۱ ص ۵۹ و قاموس الاعلام ترکی ج ۲ ص ۱۰۳۷ شود.[ اُمْ مِ مَ / مُ بَ ] (اِخ) کنیهٔ چند تن از زنان صحابی بوده. رجوع به الاصابة فی تمییز الصحابة ج ۸ ص ۲۸۲ شود.
کلمات همقافیه با «اممعبد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بد» برای سرودن شعر