معنی املی کردن
5 بازدید
[ اِ کَ دَ ] (مص مرکب) املا کردن : گهی بلبل زند بر زیر و گه صلصل زند بر بم گهی قمری کند از بر گهی ساری کند املی. منوچهری (دیوان ص ۱۳۱). رجوع به املی و املا شود.
کلمات همقافیه با «املی کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر