معنی امعوز
3 بازدید
[ اُ ] (ع اِ) بز. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || گلهٔ آهو. (منتهی الارب) (از ناظم الاطباء) (آنندراج). || گلهٔ آهو از سی تا چهل. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) (آنندراج). از سی آهو تا چهل. (مهذب الاسماء). || گله بز کوهی. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج). ج، اماعز و اماعیز. (از اقرب الموارد). و رجوع به اقرب الموارد شود.
کلمات همقافیه با «امعوز»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وز» برای سرودن شعر