معنی امعلی
6 بازدید
[ اُمْ مِ عَ ] (ع اِ مرکب) اسبیدباجه. (المرصع). رجوع به اسپیدباج و اسپیدبا و اسفیدباج شود.[ اُمْ مِ عَ ] (اِخ) (تقیه ارمنازی) دختر ابوالفرج غیث بن علی ارمنازی. زن حمدون معروف به فاضل و مادر ابوالحسن تاج الدین علی بن حمدون. زنی شاعر و فاضل و فصیح بوده است. (از ریحانة الادب ج ۶ ص ۲۲۸). و رجوع به خیرات حسان ج ۱ ص ۸۴ شود.[ اُمْ مِ عَ ] (اِخ) دختر خالدبن تیم انصاری. از زنان صحابی بوده. رجوع به الاصابة فی تمییز الصحابة ج ۸ ص ۲۶۱ شود.[ اُمْ مِ عَ ] (اِخ) زن شهید اول محمدبن مکی. درگذشته به سال ۷۸۶ هـ .ق. و زنی فقیه و عابد و پرهیزکار بوده است. (از ریحانة الادب ج ۶ ص ۲۲۸).
کلمات همقافیه با «امعلی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لی» برای سرودن شعر