معنی امعاز
5 بازدید
[ اِ ] (ع مص) بسیاربز شدن مرد. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). خداوند بز بسیار شدن. (تاج المصادر بیهقی) (از اقرب الموارد). خداوند بزها شدن. (آنندراج). || گویند: ما امعز من رجل؛ چه سخت تر است او. (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد). و نیز کسی که سخت رأی باشد گویند ما امعز رأیه. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «امعاز»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «از» برای سرودن شعر