معنی امطاء
6 بازدید
[ اِ ] (ع مص) بارگی گرفتن ستور را. (آنندراج) (از اقرب الموارد): امطی الدابة امطاء؛ برای سواری گرفت آن ستور را. (ناظم الاطباء). بارگی گرفتن. سوار شدن.[ اَ ] (ع اِ) جِ مطیه. (از منتهی الارب) (ناظم الاطباء). و جِ مَطو و مِطو. و مَطا. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). و رجوع به مطیه و مطو و مطاء شود.
کلمات همقافیه با «امطاء»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اء» برای سرودن شعر