معنی امسالم
5 بازدید
[ اُمْ مِ لِ ] (ع اِ مرکب) خنفساء. (المرصع). رجوع به خنفساء شود. || خرد. (مهذب الاسماء).[ اُمْ مِ لِ ] (اِخ) (راسیه) زنی پرهیزکار بوده است. رجوع به صفوة الصفوة ج ۴ ص ۳۵۱ شود.[ اُمْ مِ لِ ] (اِخ) نام چند تن از زنان صحابی بود. رجوع به الاصابة فی تمییز الصحابة ج ۸ ص ۲۳۷ شود.
کلمات همقافیه با «امسالم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لم» برای سرودن شعر