معنی امحاء
9 بازدید
[ اِ ] (ع مص) محو کردن. ناپدید کردن. از میان بردن چیزی. (فرهنگ فارسی معین).[ اِمْ مِ ] (ع مص) از میان رفتن اثر چیزی. پاک گردیدن. (از اقرب الموارد) (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «امحاء»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اء» برای سرودن شعر