معنی امتداخ
5 بازدید
[ اِ تِ ] (ع مص) نافرمانی کردن. (از منتهی الارب) (از ناظم الاطباء). ستم و جور کردن. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «امتداخ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اخ» برای سرودن شعر