معنی الیاقیم
5 بازدید
[ ] (اِخ) ابن یوسیا. نام پادشاه یهودا بهنگام حملهٔ بخت النصر به قدس و نفی یهودیان ببابل. فرعون نیخوا معروف به اعرج از فراعنهٔ مصر به سال ۶۰۹ م. هنگام بازگشت از جنگ آشوریان قدس را که تحت الحمایهٔ آشوریان بود بتصرف آورد و حکمران آنجا «یاهو آخاز» را خلع کرد و به مصر فرستاد و بجای او الیاقیم را برگماشت. لیکن سه سال بعد بخت النصر دوباره بر قدس مسلط شد و همین الیاقیم را که بمصریان تمایل داشت با حضرت دانیال علیه السلام و گروهی دیگر ببابل فرستاد، ولی چند سال بعد، بخت النصر برای سومین بار به قدس آمد و الیاقیم را گرفتار کرد و کشت و برادرش را بجای وی نشانید. اسارت هفتادسالهٔ یهودیان از سال نفی همین الیاقیم محسوب میشود. نام اصلی او یواقیم بود و فرعون نیخوا به الیاقیم تغییر داد. (از لغات تاریخیه و جغرافیهٔ ترکی ج ۱ ص ۲۵۰). و رجوع به قاموس کتاب مقدس شود.[ ] (اِخ) (کسی که خداوند او را ثابت قدم میدارد یا سرافراز میکند) نام رئیس خانوادهٔ حزقیا که با دیگران برای همعهد شدن با پادشاه آشور بیرون آمد. (از قاموس کتاب مقدس).[ ] (اِخ) نام کاهنی که به یاری گروهی دیوارهای هیکل را تقدیس کرد. (از قاموس کتاب مقدس).[ ] (اِخ) نام دو تن از کسانی که در نسب نامهٔ عیسی مسیح مذکورند. (از قاموس کتاب مقدس).
کلمات همقافیه با «الیاقیم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یم» برای سرودن شعر