معنی الیاف
6 بازدید
[ اَلْ ] (ع اِ) جِ لیف. (دزی ج ۲ ذیل لیف). در فرهنگهای معتبر عربی، لیف اسم جنس و واحد آن لیفة آمده و جمع آن نیز ذکر نشده است. صاحب اقرب الموارد گوید: لیف پوست درخت خرما و مانند آن از قبیل مقل و نارگیل است یا خاص به درخت خرماست، و بهترین آن لیف نارگیل و پس از آن نخل حجازی و بدترین آن مقل است، واحد آن لیفة -انتهی. رجوع به لیف در این لغت نامه و دزی ج ۲ ذیل لیف شود. || در استعمال فارسی زبانان بمعنی رشته ها و نخها و رشته هایی از پوست یا ساقهٔ گیاهان است. || رگهای بدن انسان یا حیوان. (فرهنگ نظام).
کلمات همقافیه با «الیاف»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اف» برای سرودن شعر