معنی الوبن
7 بازدید
[ اَ بُ ] (یونانی، اِ) الوپیاس . اسم نباتی است کمتر از یک زرع و مایل بسرخی و زردی، شاخهایی باریک و صلب و پوستی سیاه و برگی ریز و گلی نرم مایل بسرخی و زردی دارد. بیخ آن شبیه چغندر و با رطوبت و تندطعم و تخم آن شبیه بتخم افتیمون است و در ریگزارها و کنار آبها میروید. در سیم گرم و خشک و جالی و غسال و مقطع و مفتح است. یک درهم از تخم آن تا دو مثقال با یک درهم نمک و چهار اوقیه آب و یک اوقیه سرکه مسهلی قوی است و برای رفع جنون سخت و غیر قابل علاج بسیار مؤثر و پوست بیخ آن در این فعل قویتر و جهت یرقان اسود نافع است و مورث سجح میباشد و مصلح آن کتیرا و عناب و قدر شربتش تا سه درهم و از پوست بیخ آن تا دو درهم است. (از تحفهٔ حکیم مؤمن ص ۳۱ و ۳۲). و رجوع به تذکرهٔ داود ضریر انطاکی ج ۱ ص ۵۸ و مفردات ابن البیطار ص ۵۳ و ترجمهٔ فرانسوی «مفردات» ص ۱۲۷ شود.
کلمات همقافیه با «الوبن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بن» برای سرودن شعر