معنی المان
5 بازدید
[ اَ لَ ] (اِخ) دهی است جزء دهستان حومهٔ بخش مرکزی شهرستان رشت در ۵ هزارگزی شمال رشت و هزارگزی خاور راه پیربازار. جلگه و معتدل مرطوب است. سکنهٔ آن ۴۲۰ تن شیعه اند که به گیلکی و فارسی سخن میگویند. آب آن از صیقلان رود تأمین میشود و محصول آن برنج و صیفی کاری و شغل اهالی زراعت است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۲).[ ] (اِخ) دهی است در چهارفرسخی مشرق تنگ سروک از ناحیهٔ ایل یوسفی در بلوک کوه گیلویهٔ فارس. رجوع به فارسنامهٔ ناصری ج ۲ ص ۲۷۶ شود.[ اَ ] (اِخ) یکی از کشورهای اروپا. رجوع به آلمان و مقدمهٔ ابن خلدون متن عربی ص ۶۲ شود.
کلمات همقافیه با «المان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر