معنی الماس خجالت
5 بازدید
[ اَ سِ خَ لَ ] (ترکیب اضافی) کنایه از عرق خجالت و شرمندگی. (از بهار عجم) (آنندراج). و رجوع به مجموعهٔ مترادفات ص ۱۳۴ شود: بیستون معدن الماس خجالت گردید شبنم گل نتراشید دم تیشهٔ ما. اسیر (از بهار عجم).
کلمات همقافیه با «الماس خجالت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لت» برای سرودن شعر