معنی الماس خالدار
5 بازدید
[ اَ سِ ] (ترکیب وصفی) الماسی که داغ سیاه یا سرخ داشته باشد و پسین را بسیار بدیمن شمارند. (بهار عجم) (آنندراج): نقش داغ عیب باشد لوحهای ساده را قیمتش نازل شود الماس چون شد خالدار. صائب (از بهار عجم).
کلمات همقافیه با «الماس خالدار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر