معنی الماسپیکان
5 بازدید
[ اَ پَ / پِ ] (ص مرکب) دارندهٔ پیکان پولادین. (از فهرست ولف). الماس بمعنی جنسی از فولاد آمده است. رجوع به الماس شود: یکی تیر الماس پیکان خدنگ بچرخ اندرون راندم بیدرنگ. فردوسی (شاهنامه چ بروخیم ج ۱ ص ۱۹۵).
کلمات همقافیه با «الماسپیکان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر