معنی الماسدندان
4 بازدید
[ اَ دَ ] (ص مرکب) آنکه دندانش چون الماس درخشان و سفید باشد: چو من زنگی آنگه که خندان بود سیه شیری الماس دندان بود.نظامی. - الماس دندان شدن؛ کنایه از کمال الحاح و فروتنی کردن. (غیاث اللغات).
کلمات همقافیه با «الماسدندان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دان» برای سرودن شعر