معنی الفنجگه
5 بازدید
[ اَ فَ گَ هْ ] (اِ مرکب) الفنجگاه. جای اندوختن و ذخیره کردن. رجوع به الفنجگاه شود: در این الفنجگه جویند داد خویش بیدادان که هم زاد است بر خوانها و هم مال است در کانها. ناصرخسرو. الفنجگه دانش این سرای است اینجا بطلب هرچه مر ترا نیست. ناصرخسرو.
کلمات همقافیه با «الفنجگه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «گه» برای سرودن شعر