معنی الفخدن
4 بازدید
[ اَ فَ دَ ] (مص) بمعنی الفاختن و الفختن. رجوع به الفاختن شود: تو بی تمیز و بر الفخدن ثواب مرا. ناصرخسرو (از رشیدی). رجوع به فرهنگ رشیدی و فرهنگ شعوری ج ۱ ورق ۱۲۲ الف شود.
کلمات همقافیه با «الفخدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر