معنی الخاص
6 بازدید
[ اِ ] (ع مص) شکافته شدن پلک چشم شتر تا معلوم شود پیه دارد یا نه. این فعل بصورت مجهول استعمال میشود. اُلخِصَ البعیر (مجهولا)، فعل به اللخص فظهر نِقیُهُ. (از اقرب الموارد). آشکار گردیدن پیه چشم شتر بنگریستن. (منتهی الارب) (آنندراج).[ اَ ] (ع اِ) جِ لَخص. (بحر الجواهر). در فرهنگهای معتبر دیده نشد. رجوع به لخص شود.[ اَ ] (اِخ) دهی است از دهستان جیرستان بخش باجگیران شهرستان قوچان که در ۴۸ هزارگزی شمال باختری باجگیران سر راه مالرو عمومی باجگیران به امیرخان قرار دارد، کوهستانی و سردسیر است. سکنهٔ آن ۳۲۷ تن شیعه و کردی هستند. آب آن از چشمه تأمین میشود و محصولات آن غلات و میوه و شغل اهالی زراعت و هیزم کنی است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).
کلمات همقافیه با «الخاص»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اص» برای سرودن شعر