معنی الخاء
6 بازدید
[ اِ ] (ع مص) عطا دادن. (تاج المصادر بیهقی). مال خود بخشیدن کسی را. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). || دارو به بینی واکردن. (تاج المصادر بیهقی). دارو در بینی افکندن. (مصادر زوزنی). دارو در بینی یا در گلوی کسی ریختن. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «الخاء»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اء» برای سرودن شعر