معنی الحاق کردن
5 بازدید
[ اِ کَ دَ ] (مص مرکب) پیوستن. چسبانیدن. ملحق کردن. منضم کردن. رجوع به اِلحاق شود: و شرایط اشفاق بر لوازم کرم الحاق کردی. (سندبادنامه ص ۲۴۳).
کلمات همقافیه با «الحاق کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر