معنی الب ارسلان
4 بازدید
[ اَ اَ سَ ] (اِخ) رجوع به آلب ارسلان محمدبن داود و رجوع به وفیات الاعیان چ تهران ج ۲ ص ۱۵۵ شود.[ اَ اَ سَ ] (اِخ) ابن اتسزبن محمدبن نوشتکین. بعد از اتسز به سال ۵۵۱ پادشاهی یافت و به سال ۵۵۸ هـ . ق. درگذشت. (تاریخ گزیده نسخهٔ عکسی صص ۴۹۰ -۴۹۱).[ اَ اَ سَ ] (اِخ) الاخرس بن رضوان از سلاجقهٔ شام (۵۰۷ -۵۰۸ هـ . ق.). رجوع به حبیب السیر چ خیام صص ۵۴۹ - ۵۵۰ شود.[ اَ اَ سَ ] (اِخ) البالوی ملقب به معین الدولة. در آثارالباقیه (ص ۱۳۴) نام وی در زمرهٔ کسانی که از حضرت خلافت ملقب به لقبی شده اند آمده است.[ اَ اَ سَ ] (اِخ) سلغری. وی بر مظفرالدین زنگی بن مودود خروج کرد و بقتل رسید. (حبیب السیر چ خیام ج ۲ ص ۵۶۰).
کلمات همقافیه با «الب ارسلان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر