معنی اقمشة
6 بازدید
[ اَ مِ شَ ] (ع اِ) جِ قُماش. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (دهار) (غیاث اللغات). جامه های پشمینه و رخت ها و متاع ها. (غیاث اللغات) (آنندراج). پارچه ها و جامه های از هر قبیل. (ناظم الاطباء): باز لشکریان را با زن و بچه و اتباع و اشیاع و اقمشه و امتعه کوچ فرمود. (جامع التواریخ رشیدی). رجوع به قماش شود.
کلمات همقافیه با «اقمشة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شة» برای سرودن شعر