معنی اقمر
5 بازدید
[ اَ مَ ] (ع ص) سپید. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). ابیض. (اقرب الموارد). || سپید مایل به تیرگی. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). - حمار اقمر؛ خر سفید مایل به تیرگی. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). - سحاب اقمر؛ ابر سپید مایل به تیرگی. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). || وجه اقمر؛ روی همچون ماه. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد). || لیل اقمر؛ شب مهتابی. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «اقمر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مر» برای سرودن شعر