معنی اقلیدس

معنی اقلیدس

8 بازدید
[ اُ دِ ] (اِخ) ابن نوقطرس بن برنیقس ریاضی دان و منجم و فیلسوف مشهور و متبحر در علم هندسه است که بصاحب جومطریا شهرت یافته و کتابی بهمین نام در هندسه تألیف کرده است که بزبان یونانی آنرا اسطروشیا خوانند و معنی آن اصول هندسه است. حکیمی است اصلا یونانی که در صور شام سکونت و به صنعت نجاری اشتغال داشت . وی تبحر فوق العاده ای در علم هندسه داشت. (اخبارالحکماء از معجم المطبوعات). اقلیدس بمعنی کلید هندسه است چه اقلی بزبان یونانی بمعنی کلید و دس بمعنی هندسه. اقلیدس را بکسر همزه و فتح دال نیز گفته اند. (از برهان). بعضی گویند اقلیدس بضم همزه نام مصنف کتاب است و بکسر همزه نام خود کتاب. (از حاشیهٔ تجرید). وی در اسکندریه زندگانی میکرد و در ۳۲۳ ق. م. متولد شد و در ۲۸۳ ق. م. وفات کرد. (ناظم الاطباء). از تألیفات او است: ۱ -کتاب اسطقسات در هندسه. (مفاتیح العلوم خوارزمی). ۲ -اقلیدس. کتابی است در حکمت و هندسه که بنام خود مؤلف مشهور شده است. (مؤید) (برهان) (آنندراج). ۳ -کتاب ظاهرات الفلک بتحریر خواجه نصیرالدین طوسی. (کشف الظنون). ۴ - کتاب المناظر بتحریر خواجه نصیرالدین طوسی مشتمل بر شصت وچهار شکل. (کشف الظنون). ۵ -کتاب المعطیات فی الهندسه بتعریب اسحاق و اصلاح ثابت و تحریر خواجه نصیرالدین طوسی مشتمل بر ۹۵ شکل. (کشف الظنون): گاه چون اشکال اقلیدس سر اندر سر کشد گاه چون خورشید رخشنده ضیاگستر شود. فرخی. همان اشکال اقلیدس که بنهاد ارسطالیس استاد سکندر.ناصرخسرو. در طناب خیمه ها بر گرد لشکرگاه حاج صدهزار اشکال اقلیدس ببرهان دیده اند. خاقانی. بوقت هندسه عبرت نمایی مجسطی دان اقلیدس گشایی.نظامی. ز نقاشی بمانی مژده داده برسامی در اقلیدس گشاده.نظامی. ز تشکیکش مجسطی سخت آسان ز تحریر وی اقلیدس هراسان.جامی. و رجوع به تتمهٔ صوان الحکمه ص ۷۷، ۸۵، ۱۱۹ و تاریخ علوم عقلی ص ۱۰۴، و تاریخ الحکماء قفطی و عیون الانباء ص ۱۵، ۳۶، ۲۰۱، ۲۰۴، ۲۱۱، ۲۱۹و ۲۴۵، ۲۸۱، ۳۱۶ و حبیب السیر ۱:۶۱ و فلسفه های بزرگ ص ۵۲ و تاریخ گزیده ص ۳۱۴ شود. || (اِ) هندسه. کازیمیرسکی گوید: این کلمه نام مهندس معروف یونانی است، ولی بعدها در مشرق بمعنی هندسه محققاً معمول شده است وی بشعری از سعدی استناد کند که گوید: ببین تا یک انگشت از چند بند به اقلیدس صنع در هم فکند.سعدی. در اقلیدس و طب و نحو و نجوم چنان شد که شد داستان در نجوم. خواجو. قدرتت را تحت اندازه نیارد یک دمی در هزاران سال صد چون صاحب اقلیدسی. ؟ (از شرفنامهٔ منیری).

کلمات هم‌قافیه با «اقلیدس»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «دس» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید