معنی اقطاب
7 بازدید
[ اَ ] (ع اِ) جِ قُطب. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). رجوع به قطب شود.[ اِ ] (ع مص) درآمیختن شراب را. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). آمیختن شراب. (تاج المصادر بیهقی). || گرد آمدن قوم. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «اقطاب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اب» برای سرودن شعر